الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

21

الغدير ( فارسي )

ج 8 ص 294 › 10 - عطاء گويد : جابر بن عبد الله وارد شد در حالى كه از عمره آمده بود پس ما آمديم نزد او در منزلش پس مردم سئوال كردند او را از چيزهائى سپس متعه را ياد كردند ، پس گفت : ما در زمان رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و ابو بكر و عمر متعه ميكرديم ، و در عبارت احمد : تا آنكه در آخر خلافت عمر شد . . . صحيح مسلم ج 1 ص 395 در باب نكاح متعه ، مسند احمد ج 3 ص 380 ، و ياد كرده آن را فخر الدين ابو محمد زيلعى در تبيان الحقايق شرح كنز الدقايق و لفظ آن : ما متعه و صيغه ميكرديم در زمان پيامبر خدا و ابو بكر و نيمى از خلافت عمر سپس نهى كرد مردم را از آن . 11 - از عمران بن حصين گفت : نازل شد آيه متعه ( صيغه ) در كتاب خداى تعالى و بعد از آن آيه اى نيامد كه آن را نسخ و باطل كند پس پيامبر خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمان داد ما را به متعه كردن و ما با رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بوديم و صيغه ميكرديم و او از دنيا رفت و ما را نهى از آن نكرد ، بعد از آن مردى روى هواى خودش آنچه خواست گفت . ( 1 ) مفسرين ياد كرده‌اند : در نزد قول خداى تعالى : * ( « فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِه مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً » ) * ( 2 ) پس آنچه را كه كامياب به آن شديد از زنان پس مزد و مهر آن را بعنوان وجوب بدهيد در بيان

--> ( 1 ) مصادر اين حديث در صفحه 8 گذشت . ( 2 ) سوره نساء آيه 24 .